عكس بسیار جالب کورش بزرگ در کنار همسرش کاساندان
من در طول عمر خود هر آرزویی که داشتم برآورده شد ، دست به هر کاری که زدم پیروز شدم یارانم از تدبیر من برخوردار بودند دوستان دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند.قبل از من وطنم سرزمین کوچک و گمنامی بود که هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار می گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترین و مقتدرترین و شریف ترین کشور آسیا به دست شما می سپارم .........من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت ، سربلندی و کسب افتخار برای ایران زمین مغلوب شده باشم . همه جمله آرزوهایم برآورده شد و سیر زمان پیوسته به کام من بود . اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم . حتی در پیروزیهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم . حال که مرگ من نزدیک است خود را بسی خوشبخت میدانم زیرا : فرزندانی که خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عین حال عاقل هستند و وطنم ایران از همه جهات مقتدر و پرشکوه می باشد و آیندگان مرا مردی خوشبخت و کامیاب خواهند شمردمن پیوسته معتقد هستم که روح انسان پس از خروج از کالبد خاکی ، محو و فناپذیر نمی گردد . مرگ چیزی است شبیه به خواب . در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا میکند و همیشه ناظر اعمال ما خواهدبود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود .دیگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومیایی نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد .چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود
-کدام یک از معاملات ذیل تجاری محسوب نمی شود؟
بنا به اعلام مرکز جذب و آزمون معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه؛ آزمون ورودی جذب عمومی داوطلبان تصدی منصب قضا سال 1391 در تاریخ 25 آبان ماه سال جاری برگزار خواهد شد.به گزارش روابط عمومی و اطلاع رسانی معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه، بنا به اعلام مرکز جذب و آزمون معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه؛ آزمون ورودی جذب عمومی داوطلبان تصدی منصب قضا سال 1391 در تاریخ 25 آبان ماه سال جاری در
تهران و تعدادی از مراکز استانها برگزار خواهد شد. بر اساس برنامه ریزی های صورت گرفته تیر ماه سال جاری آگهی ثبت نام آزمون از طریق سایت معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه و سایر رسانه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید .
بر اساس اعلام مرکز جذب و آزمون زمان ثبت نام از تاریخ 3 مهر لغایت 10 مهر 1391 و از طریق سایت سازمان سنجش به آدرس www.sanjesh.org خواهد بود. زمان اعلام نتایج اولیه و اسامی دعوت شدگان به مصاحبه هم هفته اول دی ماه 1391 معین شده است.
سایر اطلاعات تکمیلی و نیز تغییرات احتمالی در برنامه اجرای آزمون از همین طریق به اطلاع داوطلبان خواهد رسید. لذا از تماس تلفنی با معاونت آموزش و تحقیقات و ادارت تابع خودداری شود.
مرکز جذب و آزمون معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه
منبع: www.amoozeshghanoon.ir
بهشت است کاشان به وقت اردیبهشت
عضو هیات مدیره کانون وکلا: تصویب «لایحهی قانون وکالت» یک اشتباه فاحش تاریخی خواهد بود
یک عضو هیات مدیره دوره بیست و ششم کانون وکلای دادگستری مرکز تاکید دارد که تصویب «لایحه قانون وکالت دادگستری» در قوه مقننه مانند پروژه دادگاههای عام یک اشتباه فاحش تاریخی خواهد بود و هزینه های تاریخی را به جامعه و به عدالت تحمیل خواهد کرد.»
به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حسین عسکری راد در مطلبی به بررسی چگونگی تدوین و بررسی لایحه جامع وکالت رسمی پرداخته است که متن کامل آن به این شرح است:« «قوه قضاییه طرح جامعی برای وکالت تنظیم کرده که قرار است به عنوان لایحه دولت در مورد وکلای دادگستری به قوه مقننه ارسال شود. در این طرح از واژه «رسمی» در مورد «وکالت»، «وکیل» و «سازمان وکلا » استفاده شده که معلوم نیست با چه تعریفی در این طرح گنجانیده شده است، تشکیلاتی که قرار است به تعبیر این طرح، وکلای دادگستری را سازماندهی نماید «سازمان وکلا» نامیده شده که اصولاً از اصطلاحات ناظر به اشخاص حقوقی حقوق عمومی است و اشخاص حقوقی حقوق خصوصی به اسامی چون، کانون، مرکز، جمعیت، جامعه و موسسه و مشابه آن خوانده میشوند.
اگر منظور از کاربرد واژه رسمی در این طرح، مفهوم مندرج در ماده 1287 قانون مدنی است با آنچه که ناظر به حرفه وکالت است تفاوت دارد و در ماده چهار طرح نیز وکیل دادگستری را واجد اختیارات مدنی میشناسد که علاوه بر دفاع گویا با وکالتنامه دادگستری امور مدنی شهروندان نیز قابل اجابت خواهد بود که طبعاً مواجه با اشکالات عدیده عملی خواهد شد.
قوه قضاییه در ماده پنج طرح خود این سازمان را مستقل، غیر دولتی و غیر انتفاعی معرفی میکند اما مبحث سوم آن در بخش «هیات نظارت» و البته مواد متعدد دیگر در بخشهای دیگر این طرح، نحوه عمل آنرا آنگونه طراحی مینماید که فقدان استقلال را متبادر به ذهن می سازد و علت تعمد و اصرار بر واژه «مستقل» که در غیر ما وضع له آن بکار رفته است.
طرح مورد بحث در مقایسه با قوانین و آئین نامههای موجود در حوزه وکالت دادگستری و رویههای بسیار سخت گیرانهای که در سنوات اخیر به تدریج در تفسیر این مقررات به کانون های وکلای دادگستری تحمیل گشته است هیچ دستاورد نوآورانه و پیشرفتی ندارد و عقب گردی آشکار از وضع نه چندان مطلوب فعلی است. افزون بر آن این طرح با استانداردهایی که در نحوه کار وکلای دادگستری در اسناد بینالمللی از جمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی مصوب 1966 که وفق ماده 9 قانون مدنی کشور ازسال 1354 با تصویب در قوه مقننه کشور جزء قوانین ملی است و ایضاً طرح هاوانا مصوب مجمع عمومی سازمان ملل که به اعتبار نزاکت بین المللی برای قوای رسمی کشور الزام آور می باشد سازگاری مطلوبی ندارد، علاوه بر آن با دستاوردهای جوامع انسانی همطراز با کشورمان در حوزه چگونگی دستیابی به عدالت و دستورالعمل های حقوق بشری ناظر به وکلای دادگستری فاصله چشم گیری دارد.
تحلیل اجزای این طرح مستلزم بحث مفصلی است که شایسته تدوین یک مقاله مفصل حقوقی است و مخاطبین رسانه های عمومی را در مطالعه آن کم حوصله مینماید اما آنچه برآیند این طرح است و پیام ساده ای که میتوان از آن گرفت اینکه در راس این سازمان ظاهراً «مستقل و غیر دولتی» هیات نظارتی وجود دارد که متشکل از هفت نفر از قضات و حقوقدانان و دست آخر از وکلای منتخب رییس قوه قضاییه است و رییس آن نیز منصوب ریاست قوه قضاییه که تصمیمات سازمان وکلا وشورای عالی وکالت را از جهت رعایت شرع، قانون، مصالح عمومی و حقوق مکتسبه افراد بررسی کرده و اجازه صدور پروانه کارآموزی و صلاحیت داوطلبان عضویت در هیات مدیره و نظارت بر انتخابات آنها و حق ابطال پروانه وکالت نیز با این هیات خواهد بود.
در بخش دادگاههای انتظامی و دادسرای آن نیز، ریاست دادگاههای بدوی انتظامی وکلا با قاضی منتخب رییس قوه قضاییه است. دادستان انتظامی از میان قضات دادگستری با حکم ریاست قوه قضاییه و دادگاه تجدید نظر انتظامی وکلا نیز که از پنج نفر تشکیل می شود دو نفرشان قاضی به انتخاب رییس قوه قضاییه و اعتبار رای این دادگاه با حق وتوی این دو قاضی خواهد بود.
با این ساختار اکنون چگونه می توان به واژگان استقلال و غیر دولتی بودن اعتماد کرد؟ کانون های وکلای دادگستری از بدو تاسیس دارای کارنامه درخشان در حوزه تربیت وکلا، منزه بودن کلیه اعضای هیات مدیره از امور مالی کانون، سردمدار رعایت حقوق انسانی و قانونی اعضای خود و برخورد با تخلفات احتمالی اعضای خود میباشند. نگاهی به آرای صادره از دادگاههای انتظامی وکلای دادگستری که توسط مراجع تجدید نظر در قوه قضائیه نقض یا تعدیل شدهاند میزان جدیت و سختگیری کانون های وکلای دادگستری و وکلای عضو آنها را با تخلفات معدود اعضای متخلف خود را نشان میدهد با سربلندی و افتخار هر منکر و پرسشگری را به آمار آرای دادگاههای انتظامی کانون ها فرا میخواند.
قوه قضاییه با وظایف عدیدهای که قانون اساسی بر دوش آن نهاده است و با تغییر ترکیب جمعیتی جامعه و تلاطمات اقتصادی که جرم زایی را در بخش هایی از جامعه افزایش داده که مقایسه سادهای بین تعداد پرونده های موجود در مراجع قضایی، شوراهای حل اختلاف و دادسراها و حوزه های انتظامی و نزد ضابطین قضایی بیانگر سنگینی بار طاقت فرسای قوه قضاییه است و افزدون نظارت استصوابی امور وکلا نیز بشرحی که گفته شد بار سنگین دیگری بردوش این قوه است. ممکن است آنرا از وظایف اساسی خود باز دارد. در حالی که دولت به معنای حاکمیتی خود با گذشت بیش از سی سال از وقوع انقلاب اسلامی با تفسیر موسع از اصل چهل و چهار قانون اساسی و سیاست واگذاری بخشهای مختلف تصدی گری به بخش خصوصی که آنرا باید فرایند تجربه مدیریتی مردان انقلاب نامید تعقیب می نماید چگونه است نهاد های مستقلی مانند کانون های وکلای دادگستری که کارنامه افتخار آمیزی در تولید و تربیت وکیل و نظارت برآنها را به همراه دارد بر خلاف سیاست های کلان فوق هدف وابستگی به دولت را تعقیب کند.
اکنون که سیاستهای کلی نظام در جهت کوچک سازی دولت در جریان است و از طرفی با بلوغ روزافزون نظام مدیریتی جامعه، مراعات رو به تزاید حقوق شهروندی هرچه بیشتر در دستور کار مدیران جامعه قرار می گیرد چرا وکلای دادگستری که از جمله تحصیل کردگان جامعه هستند باید از اداره امور خود محروم شوند؟!
از دهه 1980 معیار توسعه یافتگی در سازمان ملل رویکرد توسعه انسانی را پیگیری کرده است دیگر اقتصاد پیشرفته، ثروت زیاد، تکنولوژی صنعتی و نظامی بدون انسان فرهیخته نمی تواند مسیر توسعه را هموار کند.جامعه باید در بخشهای مختلف، در جهت ارتقای شأن و شخصیت شهروندان خود بستر سازی نماید و با گسترش توسعه یافتگی در گروههای اجتماعی خود، جامعهای پویا، توسعه یافته و شاداب تدارک ببیند.
مخالفت با صدور پروانه کارآموزی وکالت ، ابطال پروانه وکالت، نقض تصمیمات مدیریتی سازمان پیشنهادی وکلا، بدون هر گونه ضابطه عینی مانند حکم محکومیت قطعی قضایی ناظر به محرومیت از حقوق اجتماعی مرتبط و اتکای صرف هیات نظارت به برداشتهای ذهنی خود از پاسخ استعلامات مراجع مورد سوال، نقض حقوق مدنی و اساسی داوطلبان شغل وکالت، وکلای دادگستری و نهایتاً جامعه است.
هیات نظارت مورد بحث، تکلیفی رعایت ضابطه عینی یعنی مطالبه، ملاحظه و توجه به حکم قضایی ناظر به سلب حق اجتماعی شهروندان ندارد و تفسیر و برداشت خود از پاسخ استعلامات «ضابطه ذهنی» دستمایه صدور و ابطال پروانه وکالت، عدم تائید صلاحیت داوطلبان عضویت در هیات مدیره است.
اکنون که ما به عنوان یکی از کشورهائی که دارای بیشترین پیشینه تمدن می باشیم و در برخی از «ترین های» دنیای حرفی برای گفتن داریم به نحوی که بسیاری از مقولات و موضوعات جهانی بدون مشارکت و همراهی کشور ما نتیجه مطلوب تحصیل نمی نماید آیا شایسته است سرنوشت حرفه ای گروههای اجتماعی تحصیل کرده و فرهیخته خود را اینگونه و تحقیر آمیز مدیریت نمائیم. اتخاذ شیوه صحیح تدبیر گروههای تخصصی حرفه ای از جمله استقلال آنان از حکومت موجب ارتقای شخصیت ایشان، آزادگی و خلاقیت آنها خواهد شد و بالعکس مداخله دولت در تمشیت ایشان، آنان را به افرادی زبون، بی هویت، چاپلوس، مزور و ثناگوی بار خواهد آورد.
امید است مصلحانی که دست در تدوین و تدارک قوانین دارند بپذیرند این سطور از سر خیر خواهی ودلسوزی است و نهی از منکر توسط فردی است که با بیش از سی سال تجربه حرفه ای هر روزه در مراجع مختلف قضایی تهران و شهرستانها و دیوان بین المللی ایران و ایالات متحده و سوابق علمی در دانشگاههای کشور را به همراه دارد و عاشق سرزمین ایران است. تو خواه پند گیر و خواه ملال. معتقدم تصویب طرح مزبور در قوه مقننه مانند پروژه دادگاههای عام یک اشتباه فاحش تاریخی خواهد بود و هزینه های تاریخی را به جامعه و به عدالت تحمیل خواهد کرد.»
| طی روزهای 27 و 28 اردیبهشت ماه انجام خواهد شد:برگزاری هجدهمین همایش اتحادیه سراسری کانونهای وکلای با میزبانی سنندج |
طی روزهای 27 و 28 اردیبهشت ماه انجام خواهد شد: برگزاری هجدهمین همایش اتحادیه سراسری کانونهای وکلای با میزبانی سنندج |
|
طی روزهای 27 و 28 اردیبهشت ماه انجام خواهد شد:
برگزاری هجدهمین همایش اتحادیه سراسری کانونهای وکلای با میزبانی سنندج » سرویس: سیاسی - حقوقی و قضایی
هجدهمین همایش اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران طی روزهای 27 و 28 اردیبهشت ماه با میزبانی کانون وکلای دادگستری استان کردستان در سنندج برگزار خواهد شد. به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یکی از محورهای مورد بحث در این همایش تاسیس مراکز داوری در کانونهای وکلای داگستری هر استان است که در صورت تصویب این طرح از حجم پروندههای مطرح در دادگستری و شوراهای حل اختلاف کاسته و رسیدگی در دادگاهها از سرعت بیشتری برخوردار خواهد شد. برخی دیگر از محورهای مورد بحث در این همایش عبارتند از: بررسی ابعاد گوناگون پیشنویس «لایحه جامع وکالت رسمی» پیشنهادی قوه قضاییه، ابقاء، اصلاح و یا حذف تبصره ذیل ماده 21 شرح وظایف کارآموزی، بررسی پیشنویس آییننامه اداری و مالی کانونهای وکلا، اعزام تیم واحد فوتبال به مسابقات جهانی وکلا به نام اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران، ایجاد رویه واحد درخصوص تعیین تعداد کارآموزان کانونها، برگزاری دورههای تخصصی وکالت در کانونها با همکاری دانشگاههای معتبر. در مراسم افتتاحیه این همایش رییس اتحادیه مندنیپور و بهمن کشاورز و نماینده ولی فقیه در استان کردستان و استاندار و رییس دادگستری استان کردستان و روسا و اعضای هیات مدیره تمامی کانونهای 22 گانه سراسر کشور حضور خواهند داشت. مراسم افتتاحیه همایش صبح روز چهارشنبه در تالار ابن سینای دانشگاه علوم پزشکی کردستان برگزار خواهد شد. برچسب ها:کانون وکلا،اسکودا |
| 1391/2/25 |
|
|
سوال 16 :
-قاعده تلف مبیع قبل از قبض در موردی جاری است که مال مورد معامله:
پاسخ :اگر منظور از قاعده تلف مبیع قبل از قبض را انفساخ مورد اشاره ماده 387 ق.م. بگیریم گزینه " عین معین باشد" صحیح است اما با توجه به اینکه اینطور نیز تفسیر شده که اگر مصداق کلی فی الذمه یا کلی در معین هم تعیین شود این قاعده حکم فرماست گزینه 4 را نیز میتوان صحیح دانست البته این تفسیر این ایراد را دارد که پس از تعیین مصداق نیز در واقع ما با "عین معین" روبرو هستیم بنابراین گزینه " عین معین" صحیحتر بنظر میرسد.
استناد : انفساخ بیع ویژه موردی است که مبیع عین معین باشد.(یادداشت شماره 4 ذیل ماده 387 قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی دکتر کاتوزیان)
سوال 17 :
-در فرض تلف مال در دوره خیار مختص مشتری:
پاسخ : بیع منفسخ می شود.
استناد : ...و اگر خیار مختص مشتری باشد، تلف یا نقص به عهده بایع است. ماده 453 ق. م.
سوال 18:
-هرگاه وراث متوفی عبارت باشند از: اخوه ابوینی متعدد، جده امی، اخوه امی واحد، در خصوص سهم الارث اصناف وراث کدام گزینه درست است.
پاسخ :2.3 - 1.6 - 1.6 -
استناد : ماده 924 ق.م
سوال 19:
-هرگاه وراث متوفی عبارت باشند از: 3 دختر، پدر و مادر، در خصوص نوع وراثت وراث کدام گزینه درست است؟
پاسخ : همه فرض برند و رد مازاد بر فرض هم مطرح نمی شود.
استناد:فرض دخترها "دو ثلث" ترکه و پدر و مادر هر یک "یک سدس " ترکه و چیزی از ترکه باقی نمیماند. ماده 909 ق.م.
سوال 20:
-در صورتی که موصی به ، سهم مشاعی از ترکه باشد:
پاسخ:موصی له به نسبت سهم خود با وراث در ماترک متوفی شریک می شود.
استناد:ماده 848 ق.م.
سوال 21:
-هرگاه پس از اخذ به شفعه، مورد شفعه مستحق للغیر درآید:
پاسخ:ممکن است شفعه باطل باشد و در صورت بطلان ،شفیع معادل ثمن را از مشتری مسترد میدارد.
استناد:ماده 817 ق.م.
سوال 22:
-کدامیک از گزینه های ذیل را نمی توان به عنوان شرط وقوع تهاتر محسوب نمود؟
پاسخ: وحدت منشا دو دین.
استناد : ماده 296 ق. م.
سوال 23:
-از نظر تحلیلی کدامیک از گزینه های ذیل در عقد اجاره صحیح است؟
پاسخ : چنانچه عقد اجاره به شرط مباشرت مستاجر منعقد شده باشد، به موت مستاجر منفسخ می شود.
استناد :در ماده 497 ق.م. گفته شده "...باطل می گردد" اما با توجه به اینکه طراح سوال پاسخ تحلیلی و نه متن قانون را در نظر دارد گزینه صحیح "...منفسخ می شود" است.
سوال 24:
-کدامیک از موارد ذیل در رابطه بین ضامن و مضمون له در حکم پرداخت محسوب می شود و ضامن حق رجوع به مضمون عنه را خواهد داشت؟
پاسخ : همه موارد
استناد : مواد 709 و 710 ق.م.
سوال 25:
-در صورتی که در عقد بیع شرط شده باشد که بایع تا مدت معینی حق فسخ داشته باشد و مشتری هم این شرط را بپذیرد، در حقیقت چه نوع شرطی ضمن العقد حاصل شده است؟
پاسخ : هیچ نوع از شرط ضمن العقدی حاصل نشده است.
استناد : شرط قرار داده شده در بیع در واقع خیار شرط موضوع ماده 399 ق.م. است که در قانون مدنی ذیل مبحث پنجم (در خیارات و احکام راجعه به آن) به عنوان یکی از خیارات آمده است.
سوال 26:
-چنانچه در عقد بیع بایع بر مشتری شرط کند که وی طلبی را که از برادر بایع دارد ابراء نماید و مشتری هم با قبول شرط ، دین مدیون را ابراء نماید و سپس بایع عقد بیع را فسخ کند، وضع ابرا و دین موضوع ابراء از چه قرار است؟
پاسخ: ابراء صحیح است ولی باید معادل دین مورد ابراء را از باب جبران خسارت به مشتری بدهد.
استناد: ماده 246 ق.م
سوال 27:
-تنفیذ عقد فضولی از نظر ماهیت حقوقی:
پاسخ: ایقاع
استناد: اجازه یا رد عقد فضولی ایقاع لازم هستند.
سوال 28:
-در مورد ترتب و نسبت " عرف" ، "اراده" و " حکم قانون" به یکدیگر کدام گزینه درست است؟
پاسخ: قاعده عرفی بر قاعده تکمیلی قانون مقدم است و اراده بر هر دو و قانون امری بر هر سه.
سوال 29:
-کدام گزینه نادرست نیست؟ ( یعنی درست است)
پاسخ: احکام آمره قانون معروض اراده اشخاص قرار نمی گیرند.
سوال 30:
-در بحث ترتب ایادی متعاقب بر مال مغصوب و مسئولیت تضامنی غاصبان در مورد منافع:
پاسخ: گزینه های 2 و3.
آیین نامه جذب داوطلبان قضاوت
اويس حامد توسّلي- كارشناس ارشد حقوق بين الملل
يكي از اصلي ترين وظايف وكلا، قضات و حقوق دانان در يك جامعه ي پويا و رو به رشد، فاصله گرفتن از روزمرگي و به نقد و بحث نهادنِ مشكلات حقوقي و قضايي موجود در جامعه ي خود است. در بسياري از جوامعِ نه چندان پيشرفته، وقتي يك قتل صورت مي گيرد، صد ها مقاله نوشته شده و ده ها جلسه ي بحث و گفت و گو پيرامون آن موضوع تشكيل مي شود. امّا در كشور ما با وجود اينكه از لحاظ نيروي انساني و توليد فكر و انديشه در موقعيت مناسبي قرار دارد، برخي مسائل مهم و ريش دار گاهي ناديده انگاشته مي شوند و كمتر كسي در باب آن سخن مي گويد.
يكي از مشكلاتي كه جامعه ي ما هم چون برخي ديگر از جوامع شرقي با آن مواجه است، پديده ي قتل هاي ناموسي است. نگارنده با مروري گذرا بر خاطرات خويش در چند سال اخير، به راحتي مي تواند پرونده ي بيش از پنج قتل ناموسي را در كشور به ...
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن راي شماره ۵۷۲ هيات عمومي ديوان عدالت اداري در اين زمينه به شرح زير است: «نظر به اينكه ماده ۱۲۴ قانون استخدام كشوري در مقام بيان وضعيت استخدامي مستخدم با سازمان متبوع خويش است و دلالتي بر تعريف شغل ندارد تا بتوان بازنشستگي را به عنوان شغل تلقي كرد و از سويي مطابق قانون اصلاح تبصره ۲ ماده واحده۰۰۰۰
تعريفشركتهاي تعاوني:
شركت تعاوني به شركتي گفته ميشود كه به منظور توليد و توزيع در شهر و روستا مطابق ضوابط اسلامي(1) درجهت اشتغال و قرار گرفتن امكانات كار در اختيار كساني كه قادر به كار هستند؛ اما وسايل كار را در اختيار ندارند و نيز اختصاص يافتن مديريت و سرمايه و منافع حاصل شده به نيروي كار، بهرهبرداري مستقيم آنها از نتيجه و حاصل اين تلاشها و سرانجام توسعه و تحكيم مشاركت و تعاون عموميتأسيس ميشود(2) تا از تمركز ثروت در دست اشخاص خاص و كارفرماي مطلق شدن دولت جلوگيري به عمل آيد.شركتها و اتحاديههاي تعاوني داراي شخصيت حقوقي مستقل هستند و عضو در شركت تعاوني شخصي است حقيقي يا حقوقي(3)
مجمع عمومي، هيأت مديره و بازرس، اركان تعاوني(4) را تشكيل ميدهند.
مجمع عمومي:
بالاترين مرجع اتخاذ تصميم و نظارت بر امور شركتهاي تعاوني مجمع عمومياست و از اجتماع اعضاي تعاوني يا نمايندگان تامالاختيار آنها به صورت عادي و فوقالعاده تشكيل ميشود.هر عضو بدون در نظر گرفتن ميزان سهم تنها يك حق رأي دارد و حدود اختيارات و وظايف در مواد 34 و 35 قانون بخش تعاوني اقتصاد به تفصيل بيان شده است.(5)
هيأت مديره(6):
اداره امور تعاوني مطابق اساسنامه برعهده هيأت مديرهاي مركب از حداقل 3 و حداكثر 7 عضو اصلي و تا يك سوم اعضاي اصلي و عليالبدل ميباشد كه از ميان اعضا براي مدت 3 سال و با رأي مخفي انتخاب ميشوند.
وظايف و حدود اختيارات هيأت مديره به صورت مشروح در ماده 37 قانون بخش تعاون بيان شده است.برابر بند 9 ماده مذكور «تعيين نماينده يا وكيل در دادگاهها و مراجع قانوني و ساير سازمانها با حق توكيل به غير برعهده هيأت مديره است.» اعضاي هيأت مديره وظايف خود را به صورت جمعي انجام ميدهند و هيچ يك از آنها حق ندارد از اختيارات هيأت به صورت فردي استفاده كند؛ مگر در موارد خاص و در صورتي كه مجوز وكالت يا نمايندگي كتبي از طرف هيأت مديره داشته باشد.
هيأت مديره ميتواند قسمتي از اختيارات خود را با اكثريت سه چهارم آرا به مدير عامل تفويض نمايد.اين ماده داراي 2 فرض است:
1- تعيين نماينده يا وكيل در مراجع غيرقضايي با حق توكيل به غير:برابر مقررات هيأت مديره ميتواند قسمتي از اختيارات خود را تفويض نمايد و مديرعامل به نيابت از هيأت مديره برابر وكالتنامه اقدام كند.
2- تعيين نمایده يا انتخاب وكيل در مراجع قضايي و دادگاهها.
تعيين نماينده حقوقي در مراجع قضايي:
همانگونه كه از اصل 44 قانون اساسي استنباط ميشود، شركت تعاوني مستقل از دولت بوده و شخصيتي جدا از شركتهاي خصوصي دارد و داراي عنواني خاص است كه با اهداف مشخص و معين مطابق قانون بخش تعاوني اقتصاد تأسيس و اداره ميشود.در ماده 8 قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلاميمصوب 13 شهريور 1370 و اصلاحي آن در اين رابطه مقرر است:«عضو در شركتهاي تعاوني شخصي است حقيقي يا حقوقي غيردولتي كه واجد شرايط مندرج در اين قانون بوده و ملتزم به اهداف بخش تعاوني و اساسنامه قانوني آن تعاوني باشد.»براساس اين ماده هيچ شبههاي در غيردولتي بودن شركت تعاوني وجود ندارد.از سوي ديگر تعاوني يك مؤسسه عموميغيردولتي نيز تلقي نميشود؛ زيرا توسط اشخاصي معين و براي كسب منافع گروهي خاص با اعضايي مشخص تأسيس ميگردد و يك اجتماع عامالمنفعه نميباشد.از اين روست كه تعاونيها نميتوانند از مزاياي مندرج در ماده 32 قانون آيين دادرسي مدني استفاده كرده و نماينده حقوقي داشته باشند.وكالت در دادگستري مطابق قانون وكالت مصوب 25 بهمن 1315 و آييننامه اجرايي آن مصوب 19 خرداد 1316 مستلزم داشتن پروانه وكالت بوده و در نتيجه تنها اشخاصي كه داراي چنين پروانه وكالتي هستند و تحت شرايط خاصي ميتوانند آن را تحصيل نمايند، حق دارند كه در دادگستري وكالت نمايند.مصوبه 11 مهر 1370 مجمع تشخيص مصلحت نظام درخصوص انتخاب وكيل توسط اصحاب دعوا _كه حق انتخاب وكيل را براي آنها مقرر داشته است_ يك قانون عام محسوب ميشود و ناسخ قانون وكالت مصوب 25 بهمن 1315 كه قانوني خاص ميباشد، نيست.در نتيجه قانون وكالت مذكور و آييننامه اجرايي آن هنوز به قوت و اعتبار خود باقي بوده و لازمالاجراست.ماده 33 قانون آيين دادرسي مدني نيز مؤيد همين مطلب است و براساس آن تنها كساني حق دارند در دادگستري وكالت نمايند كه داراي پروانه مخصوص وكالت در دادگستري باشند.بنابراين هيأت مديره براي طرح و دفاع از دعاوي خود حق انتخاب وكيل دادگستري را دارد و غير از وكلاي دادگستري، اشخاص فاقد صلاحيت حق حضور و دفاع از دعاوي له و عليه شركت تعاوني را نخواهند داشت.در اين خصوص شعبه سوم ديوان عالي كشور برابر دادنامه شماره 25 مورخ 12 فروردين 1372 در رابطه با پرونده شعبه سوم دادگاه حقوقي ....كه حسابدار تعاوني به نمايندگي از مديرعامل اقدام به طرح دعوا نموده و حكم به محكوميت خوانده صادر شده بود، چنين استدلال مينمايد:«اساساً در شركت تعاوني وفق ماده 46 قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350 و اصلاحي بعدي، هيأت مديره نماينده قانوني شركت است و ميتواند به طور مستقيم و يا از طريق وكالت با حق توكيل اين نمايندگي را در دادگاهها و مراجع قانوني و ساير سازمانها اعمال كند.بنابراين آقاي (الف) حسابدار تعاوني كه از طرف مديرعامل شركت مرقوم به عنوان نماينده تامالاختيار آن تعاوني براي اداي توضيحات و شركت در جلسات دادگاه معرفي شده، در حالي كه مديرعامل صلاحيت تقديم دادخواست و اقامه دعوا را از جانب شركت تعاوني خواهان نداشته؛ بلكه مجموع اعضاي هيأت مديره شركت واجد چنين اختياري ميباشند، از اين رو چون نوشته ضميمه دادخواست مثبت سمت دادخواستدهنده نبوده، اقتضا داشته دادگاه با لحاظ بند 3 ماده 197 قانون آيين دادرسي مدني تصميم قانوني اتخاذ مينمود.»اداره حقوقي نيز در نظريه شماره 3989/7 مورخ 29 مهر 1363 در پاسخ به اين پرسش كه آيا هيأت مديره شركت تعاوني ميتواند به كارمندان شركت براي انجام امور مذكور در ماده 46 قانون شركتهاي تعاوني نمايندگي بدهد يا خير، اعلام ميدارد:« با توجه به تعاريف مندرج در مواد 2 و 46 قانون شركتهاي تعاوني و مقررات قسمت (الف) تبصره 18 قانون الحاق 2 تبصره به قانون متمم بودجه سال 1347 مصوب سال 1348 شركتهاي تعاوني مشمول مقررات تبصره 18 قانون ياد شده نبوده و مديران شركت نميتوانند اختياراتي را كه برپايه اساسنامه و مقررات قانوني دارا هستند، به كارمندان عادي شركت واگذار نمايند.
انعكاس موضوع در اساسنامه نيز با لحاظ مقررات قانوني گفته شده فاقد وجهه قانوني و بلااثر است.اضافه مينمايد كه منظور از نمايندگي مقيد در ماده 46 قانون شركتهاي تعاوني حضور مستقيم هيأت مديره در مراجع و دادگاهها يا اختيار وكيل حايز شرايط براي شركت در محاكم و دادگاههاي صالح ميباشد.»(7)
نتيجهگيري:
1- شركت تعاوني مجموعهاي غيردولتي و غيرعمومياست.
2- اعضاي هيأت مديره شركت تعاوني به همراه يكديگر حق طرح و دفاع از دعاوي را دارند.
3- هيأت مديره حق انتخاب وكيل براي طرح و دفاع از دعاوي را دارد.
4- وكيل انتخابي بايد حايز شرايطي باشد كه به موجب قوانين راجع به وكالت در دادگاهها براي آنان مقرر است.
5- بههنگام مراجعه به دادگاهدفاع از دعاوي مطرح عليه تعاوني از سوي هيأت مديره يا وكيل دادگستريبه انتخاب هيأت مديره پذيرفته ميشود.
6- در زمينه طرح دعاوي چنانچه هيأت مديره و يا وكيل دادگستري از جانب هيأت مديره اقدام نمايد، دعوا قابل رسيدگي است.
7- تقديم دادخواست به نام شركت از سوي مديرعامل يا وكيل انتخابي وي به لحاظ فقدان سمت دعوا قابل رسيدگي نيست و رد ميشود.
8- اگر دادخواست به نام مديرعامل و با امضا و مهر شركت تقديم شود، اين دعوا نيز ايراد شكلي داشته و مردود است.
در پايان به نمونهاي از آراي صادر شده در اين خصوص از سوي دادگاه تجديدنظر اشاره ميشود:
دادنامه شماره ...
مرجع رسيدگي:شعبه ...دادگاه تجديدنظر استان
هيأت شعبه:آقايان.....
تجديدنظرخواه:شركت تعاوني مسكن فرهنگيان
تجديدنظرخوانده:1- ابراهيم، 2- قادر و 3- اسماعيل، شهرت همگي ...
تجديدنظرخواسته:دادنامه شماره 1329 مورخ 16 اسفند 1385 صادر شده در پرونده كلاسه 445-85
پس از ارجاع پرونده به اين شعبه و ثبت آن، اينك در وقت فوقالعاده شعبه ...تشكيل شده است.پس از بررسي اوراق پرونده و مشاوره، پايان رسيدگي را اعلام و به شرح زير رأي صادر مينمايد:
رأي دادگاه
تجديدنظرخواهي شركت تعاوني مسكن فرهنگيان.....با مديرعاملي (م_ع) نسبت به دادگاه شماره 1329 مورخ 16 اسفند 1385 شعبه ....حقوقي وارد است.مديرعامل در حدود اختياراتي كه از سوي هيأت مديره شركت تعاوني به وي تفويض ميگردد، داراي عنوان نمايندگي از شركت محسوب ميشود.
در اين پرونده رئيس هيأت مديره شركت تعاوني مسكن فرهنگيان ....طي لايحه شماره 1377 مورخ 4 دي 1385 دفتر لوايح دادگاه نخستين، اختيار تعقيب دعوا را به مديرعامل شركت اعطا نموده است.از اين رو دادگاه به استناد ماده 353 قانون آيين دادرسي مدني دادنامه تجديدنظرخواسته را نقض و پرونده را براي رسيدگي ماهوي به دادگاه نخستين اعاده مينمايد.رأي صادر شده قطعي است.
پينوشتها:
1- اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي
2- مواد يك و 2 قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلاميمصوب 13 شهريور 1370 با اصلاحات بعدي
3- مواد 7 و 8 همان قانون
منبع: مجله آموزشی حقوق(babafars
مستفاد از مواد ۲۰، ۲۱ و ۳۷ قانون اعسار مصوب سال ۱۳۱۳ اين است كه چنانچه مـديون سند لازمالاجرا كه منتهي به صدور اجراييه از سوي اداره ثبت گرديده است به ادعاي اعسار از پرداخت وجه آن، درخواست تقسيط بنمايد درصورتي كه دائن با آن موافق نباشد تقسيط وجه سند لازمالاجرا از سوي اداره ثبت منوط به اثبات اعسار مديون از پرداخت دفعتاً واحده آن در دادگاه صالح است، بنابهمراتب راي شعبه بيست و چهارم ديوان عالي كشور كه موافق با اين نظر است به اكثريت قريب به اتفاق آراء صحيح و منطبق با قانون تشخيص ميشود. اين راي طبق ماده ۲۷۰ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري در موارد مشابه براي كليه شعب ديوان عالي كشور و دادگاهها لازمالاتباع است.
هيات عمومي ديوان عالي كشور
نویسنده مقاله : دکتر حسین خزاعی - استاد حقوق تجارت دانشگاه تهران
مصوبه 15 اکتبر 1999- قطعنامه شماره 4/54 مجمع عمومي سازمان ملل متحد
برگرفته : از سایت دادستانی کل کشور
| ||||
|
تُرَّحاتی از شیخ ما:
سؤال:با توجه به اينکه يکي از دلائل اثبات دعوي، اقرار است آيا بنده مي توانم با استناد به اقرار شفاهي شوهرم مبني بر اينکه « خر بوده که به خواستگاري من آمده » او را تحويل باغ وحش بدهم؟
جوابیه :بله که مي توانيد؛ اتفاقا مسئولين باغ وحش هم از اينگونه خرها که بصورت داوطلبانه غذاي شيرها و کروکوديل ها مي شوند به شدت استقبال مي کنند!
------------------------------------------------------------------------------------
سؤال: با توجه به اينکه مهريه همسر من حدود 500 ميليون تومان است ولي ديه او فکر کنم يه 90 ميليوني باشد لذا به نظر شما بهتر نيست که به جاي پرداخت مهريه اش با خودرو از روي او رد شوم و سپس ديه اش را بپردازم؟
جوابیه: مسلم است که بهتر مي باشد فقط نبايد فراموش کنيد که گاهي عزرائيل هم از پس برخي زنان بر نمي آيد پس به نفعتان است پس از رد شدن از روي همسرتان، مجددا دنده عقب گرفته و چندبار رفت و برگشت از رويش رد شويد و جهت محکم کاري چندتا دستي و تيکاف هم روي جسدش بکشيد سپس با اورژانس تماس بگيريد!
------------------------------------------------------------------------------------
سؤال :اگر يکي از مسافرين هواپيما در حين پرواز تصميم به هواپيماربايي بگيرد ولي قبل از اينکه اقدامي انجام دهد هواپيما به علت فرسودگي سقوط نمايد و همه مسافران بجز همان يکنفر کشته شوند، آيا اين فرد جرمي مرتکب شده؟ اگر شده مجازاتش چيست؟
جوابیه :خير، جرمي مرتکب نشده منتها از باب حفظ بيت المال و صرفه جويي در مخارج دولت و مجلس، اين فرد عامل اصلي سقوط هواپيما شناخته مي شود تا از هزينه هاي مربوط به استيضاح وزير مربوطه و متعاقبا پس گرفته شدن استيضاح يا گماردن وزير استيضاح شده در پست جديد جلوگيري بعمل آيد.
------------------------------------------------------------------------------------
سؤال :يکساعت پيش، عاقد از طريق اينترنت و چت روم، در حال جاري کردن صيغه عقد دائم من و پسر مورد علاقه ام که در شهر ديگري زندگي مي کند بود که درست در لحظه ايکه من مي خواستم جواب بله را بدهم بواسطه خرابي خطوط، ديسکانکت شدم. حالا تکليف صيغه نيمه کاره ما چيست؟
جوابیه :شما فقط بايد برويد و دعا کنيد که در فاصله دي سي شدن تا کانکت مجددتان، هيچ دختري از دختراني که در اَد ليست ياهوي پسر مورد علاقه تان حضور دارند، آن نشده و پي امي حاوي لفظ « بله » براي او نفرستند وگرنه عجالتاً بايد باز هم سال ها صبر کنيد تا شايد دوباره تقي به توقي بخورد و يکنفر حاضر به ازدواج اينترنتي و آنلاين با شما گردد.
------------------------------------------------------------------------------------
سؤال: به موجب ماده 179 قانون مدني، شکار کردن موجب تملک است پس چرا آقاي قاضي، پسران پولداري که توسط من شکار شده اند را به تملک من در نمي آورد؟
جوابیه: مقصود از شکار، استفاده از تير مخصوص کمان يا تير اسلحه مي باشد و استفاده از سلاح چشم و تير نگاه جهت شکار شامل اين ماده نمي شود. مضافاً اينکه شکار شامل حيواني مي شود که ذاتا حيوان است نه انساني که با ديدن چشم و ابروي شما خر شده!
------------------------------------------------------------------------------------
عبدا... . ج از تهران : من يک دانشگاه خيلي بزرگ با شعب فراوان در سراسر کشور دارم و مي خواستم آن را کلا وقف کنم . آيا اين کار امکان پذير است ؟
جوابیه : آقاي ع . ج: نشان به آن نشان که اول هر ترم مجبورم مي کردي پدرم را عين درخت توت آنقدر بتکانم تا پول شهريه از جيب ها و بلکه حلقومش بريزد بيرون ، از ارائه مشاوره رايگان به شما معذورم.
------------------------------------------------------------------------------------
نازنين . ل از مشهد :دختري هستم 25 ساله ؛ بمدت 6 ماه به عقد پسري درآمدم که بعدا فهميدم من را فقط بخاطر ثروت ميلياردي پدرم مي خواسته و بهمين دليل هم از او جدا شدم . حالا مي خواستم ببينم تکليف هداياي ميليوني که در دوران عقد براي او خريدم چيست ؟!
جوابیه : به دليل حساسيت پرونده، آدرس مي دهم که حضوراً به دفترم مراجعه فرماييد تا در خصوص اموال ميلياردي و هداياي ميليوني و ازدواج و آينده مان به طور خصوصي گفتمان نماييم.
به نقل از : وبلاگ تتبّعاتی در علم الاجتماع برگرفته از وبلاگ آقای علیخانی
مطابق نظر مشورتي شماره 7/3876 مورخ 81/4/19 اداره حقوقي قوه قضائيه
هر چند در ماده 678 قانون مدني انحلال شرکت يا شخصيت حقوقي پيش بيني نشده است و اين به علت آن است که ماده مذکور بيشتر ناظر به اشخاص حقيقي است ، ولي با توجه به بند 3 آن ماده در صورت انحلال شرکت تجاري يا ورشکستگي آن و بطور کلي در صورت انحلال شخص حقوقي ، وکالت آن نيز منتفي مي شود زيرا موکلي که بتواند مورد وکالت را انجام دهد وجود ندارد تا وکيل به نمايندگي او آن را اعمال نمايد و همچنين اگر شخص حقوقي وکيل باشد و منحل شود ديگر شخصي که بتواند مورد وکالت را انجام دهد موجود نخواهد بود .
بسم الله الرحمن الرحیم

رییس اتحادیه سراسری كانونهای وكلای دادگستری ایران (اسكودا) با انتقاد از لایحه جامع وكالت رسمی، از یك مرحلهای شدن آزمون وكالت و تشكیل اتاق داوری در كانونها و اتحادیه و همچنین از برگزاری هجدهمین همایش اتحادیه در كردستان خبر داد.