بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان یادگار
نوروز در تخت جمشید و استوره ی آن:
همانگونه که گفته شد‚ افزون بر ریخت دیوانی پارسه، یکی از کاربرد های دیگر تخت جمشید برگزاری جشن نوروز در آنجا بوده.
در اینجا به برخی از فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت.یکی از آنها باورمندی به فرود آمدن فروهرها در نوروز است.
باور دیگر این است که در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمین آمد و در کالبد انسان جای گرفت و در این روز فروهر درگذشتگان به زمین باز میگردد. (آیین خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند)
در استوره دیگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهی جمشید پس از ساختن کاخی با شکوه است و استوره دیگر نوروز را روزی میداند که جمشید یگان های اندازه گیری را تایین نمود. یگان اندازه گیری درازا 1 بند انگشت (اینچ) در پارسه به کار میرفته که هر یگان آن برابر 2.2 سانتیمتر بوده.
در خیام نامه آمده است :
چون از امیری جمشید 421 سال گذشت ، جهان از او یکسره راست همی آمد .ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند که آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین آید ، آن روز را جشن گیرند.
در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زیر بوده است :
آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه می شد . ولی پس از مدتی ، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو گفته می شد. در جشن نخست که به هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی که گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره ی گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در این روزها گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر پایه گواهی ها و داده ها ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به ریختی که اکنون بر ما نمایان نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند .
جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال میشد و در این روزها ، فرماندهان بار عام می دادند و مهتران خاندان خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمی خواستند ، به کنار نهرها و کاریز ها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . پگاه پیش از آنکه سخنی گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای نگهداری بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.
ابزارهایی که در زمان جمشید پادشاه استوره ای ایران ساخته شد:
جنگ افزارهای گوناگون:
بفر کیی نرم کرد آهنا *** چو خود و زره کرد و چون جوشنا
چو خفتان و تیغ و چو بر گستوان *** همه کرد پیدا بروشن روان
بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:
زکتان ابریشم و موی قز *** قصب کرد پرمایه دیبا و خز
بیاموختشان رشتن و تافتن *** بتار اندرون پود را بافتن
چو شد بافته شستن و دوختن *** گرفتند از و یکسر آموختن
خشت و گچ:
بفرمود پس دیو ناپاک را *** بآب اندر آمیختن خاک را
هر آنچ از گل آمد چو بشناختند *** سبک خشت را کالبد ساختند
بسنگ و به گچ دیو دیوار کرد *** نخست از برش هندسی کار کرد
ساختن گرمابه و کاخ:
چو گرمابه و کاخهای بلند *** چو ایران که باشد پناه از گزند
سیم و زر و یاقوت:
بچنگ آمدش چند گونه گهر *** چو یاقوت و بیجاده و سیم زر
پزشکی و درمان:
پزشکی و درمان هر درد مند *** در تندرستی و راه گزند
کشتی و دریانوردی:
گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب *** ز کشور به کشور گرفتی شتاب
اما نوروز ، پس از مرگ جمشید(جمشیدیان) نیز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، یونانیان، تازیان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آریایی جاریست.
هر روزتان نوروز **** نوروزتان پیروز
فروردین۹۲