معتادهای کوچک
بچهها كفشهای بزرگترها را پا میكنند و راه میروند، بچهها مداد رنگیهایشان را لای لبهای صورتیشان میگذارند و دود ندیدنی سیگارهای خیالیشان را شبیه والدینشان در هوا فوت میكنند، پس چرا نباید مصرف موادمخدر را از بزرگترها تقلید كنند؟
آمار نوجوانان معتاد به مواد مخدر نیز هنوز در كشورمان جزو رازهای مگوست، اما به هر حال در آخرین اطلاعات آماری كه درباره وضع اعتیاد در كشور از سوی حمید صرامی، مدیر كل تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام شده است، هماكنون میانگین سن اعتیاد در كشور مرحله جوانی را طی كرده و به سمت نوجوانی در حركت است.
فرید براتی سده، معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی در گفتوگو با جامجم هشدار میدهد كه در 80 ـ 70 درصد از پروندههای مربوط به نوجوانان مصرفكننده مواد مخدر، یكی از اعضای خانواده نیز معتاد بوده است.
معتاد شدن كودكان و نوجوانان اما همیشه در تقلید از بزرگترها و به اختیار خودشان نیست. گاهی همان بزرگترهای معتاد، بچهها را هم با اهداف خاصی معتاد میكنند مثل پدر یلدا، دختربچه سه سالهای كه پدر و مادر معتادش اعتقاد دارند دوای همه دردها تریاك است و حتی وقتی سال گذشته در بیمارستان باهنر كرج بستری شده بود پدر نشئهاش بین ملاقاتیها آمده بود تا دور از چشم مددكارها حبیتریاك در دهان بچه بگذارد تا او دیگر درد خماری نكشد. یلدا مورد سوءاستفاده جنسی نیز قرار گرفته بود، اما به هر حال قاضی او را به خانوادهاش برگرداند؛ به همان خانواده معتادی كه همچنان اصرار داشتند طفلكشان را كنار خودشان در زیرزمینی بینور و نمور نگه دارند.
آیا امیدی برای نجات فرزندان در خانوادههای معتاد وجود دارد؟
سیدخلیل رفیعیطباطبایی، مشاور فرهنگی كمیته امداد در گفتوگو با جامجم میگوید كه حدود یك دهه پیش قرار بود در طرح «امام علی» دانشآموزان دارای خانوادههای معتاد از محیط زندگیشان جدا شوند و در مراكزی با عنوان مراكز جداسازی، نگهداری شوند، اما حالا از مجموع آن مراكز فقط سه مركز در جنوب كرمان و خراسان جنوبی باقی مانده است.او مایل نیست درباره علت تعطیلی این مراكز توضیح بدهد، اما بررسیها نشان میدهد این طرح در مثلث حمایتیای میگنجید كه یك ضلع آن ستاد مبارزه با مواد مخدر برای تامین هزینهها، ضلع دیگر وزارت آموزش و پرورش برای شناسایی این نوع كودكان و ضلع سوم كمیته امداد برای نگهداری از آنها بود، اما پس از مدتی ستاد مبارزه با مواد مخدر توانایی تامین هزینههای اجرای طرح را از دست داد، بنابراین طرح متوقف شد و هماكنون نیز تامین هزینه سه مركز باقی مانده به عهده كمیته امداد است. رئیس انجمن مددكاران كه هنوز هم با وجود پستهای تخصصی در سازمانهای دیگر خودش را صرفا یك مددكار معرفی میكند بر این باور است كه یكی از راههای حل مشكلات فرزندان در خانوادههای معتاد، تصویب نهایی لایحه حمایت از كودكان و نوجوانان است كه فعلا در كمیسیون قضایی مجلس مسكوت مانده است. موسوی چلك میگوید در این لایحه مصادیق بدسرپرستی والدین عمیقتر تعریف شده است و میتوان والدین معتاد را جزو گروه والدین بدسرپرست به حساب آورد و به شكل خاص برای تغییر شرایط فرزندانشان اقدام كرد، بنابراین دست مددكاران اجتماعی و حامیان حقوق كودكان برای حمایت ویژه از این گروه كودكان باز است. حدود چهار پنج سال پیش این مسئول كه در سازمان بهزیستی پیشنهاد داد برای هر كودك متولد شده در خانوادههای پرخطر و درگیر با آسیبهای اجتماعی، پروندهای اجتماعی تشكیل شود و این نوع كودكان به شكل خاص زیر نظر مراكز خدماتی و حمایتی قرار گیرند تا با كنترل آنها و هدایتشان از انحراف و آسیبدیدنشان در سالهای بعد پیشگیری شود، با این حال این طرح نیز مانند بسیاری از طرحهای اجتماعی دیگر از روی كاغذها فراتر نرفت و اجرایی نشد و در حد رویایی شیرین، اما دستنیافتنی باقی ماند.
برگرفته از بخشهایی از یک مطلب در وبلاگ دغدغه های یک مددکار اجتماعی
برچسب ها:بزهکاری،حقوق واجتماع،اعتیاد
ما با قلبهایمان دوست پیدا میکنیم با برق نگاهمان دلش را روشن و به گرمی وجودمان مهمان.